• info@shidschool.com

تایپوگرافی چیست؟

تایپوگرافی8

تایپوگرافی چیست؟

تایپوگرافی چیست

تایپوگرافی یک معضل ناپیدا و پیدا در گرافیک ما بوده و هست. تایپوگرافی موردی در گرافیک ایران است که طی پنج نسل از گرافیست های ایرانی به دلیل دوران طفولیت گرافیک ایران به معنی واقعی مورد توجه قرار نگرفته و شناخته نشده باقی مانده است. پنج نسل هر یک به فراخور موقعیت زمانی خود سعی در حل و فصل مسئله ی تایپ داشته اند. هر یک راه حل هایی غریزی و موردی پیدا کرده اند، ولی هیچ گاه بنیاد و اساس آن شناخته نشده، و یا اگر شناختی هم بوده، محدود و سطحی بوده است. اکنون شاید برای فهم و درک همه جانبه ی این مورد مهم به زمان مناسبی برای بحثی گسترده نزدیک شده باشیم. نوشته و خط دیرینه ترین روش ثبت و حفظ اطلاعات و انتقال آن بوده و هست. جالب است که نوشته در واقع از تعدادی شکل درست شده که به تعریف امروز شاید بتوان گفت شکل هایی گرافیکی هستند که خود به تنهایی بی معنی به نظر می رسند ولی با همین مثلا ۳۲ شکل قراردادی هزاران کلمه و جمله ی با معنی ساخته می شود. در نتیجه می بینیم که نوشته و خط برای بیان معانی ساخته شده اند. بنا بر این جوهر خط معنی و انتقال معنا است و این امری است در غایت کاربردی، که نباید آن را فراموش کرد. باید توجه داشت که در قدیم ثبت اطلاعات به صورت خط، یک عمل برای عام نبوده است. فقط موضوعات مهمی مثل کتب مقدس و یا فرمان ها و کتیبه هایی که اهمیت خاص داشته اند ثبت می شدند. در ایران با ظهور تمدن اسلامی و نوع کتابتی که که برای قرآن لازم بوده، خوشنویسی ظهور کرده و جزئی جدایی ناپذیر از خط شد، نوشته ها بایستی معنی و اهمیت آنچه را که ثبت می کردند بیان می کرد، پس زیبا هم نوشته می شدند. می بینیم که اکنون هم خوشنویسی و خطاطی تقریبا دارای معنای یکسانی هستند. اغلب کتب، احکام و انواع مهرها و کتیبه ها توسط خطاطان و یا خوشنویسان نوشته می شده است. انتقال معنی و زیبایی هدف و غایت خطاطی بوده و هست. این نکته ی بسیار مهمی است، زیرا می بینیم که در خوشنویسی هم مقصود و منظوری کاربردی وجود دارد: خلق خطی زیبا که شایسته ی معنی آن باشد. بنا بر این خط بایستی در وهله ی نخست حامل معنا می بود و زیبا هم نوشته می شد. کلمه ی تایپ یا فونت چیزی است که در دوره ی گوتنبرگ به وجود آمده، و آن به معنی حروف چاپی است. تایپ برای عصر نشریه وجود آمده و مقصد اصلی آن انتقال اطلاعات به عام بوده و هست. اگر خطاطی برای خواص و فرهنگ آنها بود، تایپ برای عوام و فضا و فرهنگ آنها به وجود آمد. تایپ رکن اصلی انتقال اطلاعات در این عصر است. تایپ امکان خوشنویسی بدون خطاط را از روز اول اختراع خود ایجاد کرد. تایپوگرافی به طور کلی یعنی کار با تایپ و نوشته در یک کار گرافیک. ولی دو تعریف زیر را می توان به طور اخص برای آن مطرح کرد: انتخاب نوع تایپ فیس، انداره ی آن، فواصل حروف و فواصل سطرها، بر مبنای معنایی که متن مربوطه قصد بیان آن را دارد. این پایه ای ترین تعریف تایپوگرافی است. تعریفی است که ارتباط تایپ و متن را در تمامی مطبوعات و کتاب ها و به طور کلی انتشارات در بر می گیرد.در واقع حیطه ی اصلی تایپوگرافی محوطه ی نشراست.

  • هنر دیزاین با تایپ. و این تعریفی است کلی تر که همه ی زمینه های کار با تایپ را می پوشاند.

تایپوگرافی 1

این تعاریف مربوط به یک زبان خاص نیستند، بلکه در مورد همه ی زبان ها به یکسان صادق اند، چون بیشتر از این که با شکل تایپ کار داشته باشند، با معنای آن سر و کاردارند.

همان طور که گفته شد تایپوگرافی هنر دیزاین کردن با تایپ است.

بنا بر این در اینجا قبل از این که به طور مستقیم به تایپوگرافی بپردازیم لازم است محوطه ای که تایپوگرافی در آن قرار دارد را تحت بررسی قرار دهیم.

تایپوگرافی2

به این معنی که تایپوگرافی جزء مجموعه عناصری است که در تولید یک کار گرافیک به کار می روند. یک تایپوگرافی به طور مستقل از بافتی که در آن قرار دارد، نمی تواند مورد بررسی قرار گیرد. و قبل از آن، یک کار گرافیک خود در حیطه ی ارتباطات تصویری قرار دارد.

ارتباط تصویری حوزه ی اصلی است که درون آن فرایند دیزاین به عنوان عامل اجرایی ارتباط عمل می کند، و در درون فرایند دیزاین ابزارهایی مثل تایپ، عکس، تصویرسازی، شکل ها، سمبل ها، و رنگ ها قرار دارند.

فکری، یا پیامی و یا اطلاعاتی هست که باید با تصویر به مخاطبینی منتقل شود. این فکر توسط یک گرافیک دیزاینر ساختار تصویری پیدا می کندو بعد به مرحله ی اجرا در می آید. گرافیک دیزاینر از عوامل مختلف مثل نوشته و تایپ، تصویرسازی، عکس و رنگ و شکل برای بیان استفاده می کند. تایپوگرافی هم یکی از این عواملی است که توسط گرافیک دیزاینر استفاده می شود. در یک دیزاین درست سعی می شود عوامل تصویری در ارتباط با معنی و پیام انتخاب شوند، و مجموعه ی عوامل در خدمت انتفال پیام به مخاطب باشند. حالا واضح است که وقتی شما با پوستر تئاتری آوانگارد سر و کار دارید که مخاطبین آن گروه کوچکی از روشنفکران اند، به طور طبیعی از آزادی بیشتری برای انتخاب سمبل ها و اشکال برخوردارید، و می توانید شخصی تر و یا هنری تر کار کنید. ولی هنگامی که با یک آگهی روزنامه سر و کار دارید که باید به چند صد هزار نفر رابطه برقرار کند، شما به عنوان دیزاینر در انتخاب تصویر و سمبل محدودیت بیشتری دارید. سمبل ها و تصاویرتان باید خوانایی وسیع تری داشته باشد. همخوانی فرهنگی با بخش بزرگ تری از جامعه داشته باشد، بنا بر این کمتر می تواند شخصی باشد. واضح است که برای جلد یک کتاب شاعرانه، عوامل تصویری باید مبین معانی موجود در کتاب باشند. اگر عکسی انتخاب می شود و یا تصویر سازی می شود، این عکس و این تصویر باید معرف شاعر و یا حد اقل یک شعر در کتاب باشد. رنگ ها، شکل ها و نسبت ها بهتر است همه در خدمت مفهوم کتاب باشند. آیا نوشته های روی جلد می توانند از این قانون پیروی نکنند؟ آیا می توان برای یک کتاب شاعرانه نوشه هایی با حس صنعتی انتخاب کرد؟

تایپوگرافی 3

تایپ باید در خدمت معنی باشد و یا در خدمت مخاطب و در ارتباط با بقیه ی عوامل تصویری و در هماهنگی با آنها. بنابر این تایپ در یک کار گرافیک، نمی تواند شخصیتی مستقل داشته باشد، و باید در خدمت معنایی مستقل از خود باشد انتخاب این که برای روی جلدی خاص، از خط نستعلیق استفاده کنیم ، یا از فونت یکان، و یا از دست نوشته، نمی تواند فقط امری سلیقه ای باشد، بلکه در اولین مرحله امری است کاربردی و عقلانی، آنگاه پس از انتخاب تایپ و یا تایپ فیس مناسب، وارد عمل خلق با دخالت سلیقه و زیبایی شناسی برای تنظیم آن می شویم. اصولا گرافیک و گرافیک دیزاین عملی است مشروط نه مستقل. عملی است در مرتبه ی نخست کاربردی، و خلاقیت و سلیقه بعدا دخالت می کند. گرافیک دیزاین مشروط به پیام رسانی به مخاطب است، و مشروط است به ظرفی که در آن این محتوا سرازیر می شود. بنا بر این تایپ که یکی از عوامل و عناصر تشکیل دهنده ی یک کار گرافیک است، مشروط به معنی و بقیه ی عوامل است. در کلی ترین نگاه، می توانم بگویم وظیفه ی اصلی تایپوگرافی به عنوان بخشی از دیزاین، ارتباط است . این وظیفه نه فقط در حیطه ی دیزاین این معنی را دارد، بلکه از خصلت اصلی خط نیز ناشی می شود.

تایپوگرافی بخشی از فرایند دیزاین در امر گرافیک دیزاین است که به طور کلی در خدمت ارتباط است.

تایپوگرافی در واقع اضافه کردن چیزی است به نوشته.

حال این چیست که به خط اضافه می شود؟ این یک مقصودی است اضافه بر خود خط. فرض کنید یک نامه از نیما در اختیار داریم. یک نامه ی دست نوشته است. این نامه ای است که نیما برای فرزندش نوشته. حال همین نامه را اگر بخواهیم برای چاپ در مجله آماده کنیم، وارد مبحث تایپوگرافی می شویم. متن را باید حروف چینی کنیم. اولین سوال این است که با چه تایپی؟ حروف چینی با یک تایپ بخصوص، که علاوه بر خوانایی با محتوای متن نیز مناسبت داشته باشد، اولین قدم است. برای این منظور ممکن است تشخیص بدهیم که از حروف مریم استفاده کنیم، برای بیشتر دیده شدن، اندازه ی حروف را ۱۸ پوینت در نظر بگیریم، و فاصله ی سطرها ۲۰ پوینت باشد، و بعضی جاها حروف سیاه یا بولد شود. اینجا ما مقصودی را اضافه برمتن اعمال کرده ایم. مقصود ما توجه بیشتر و درک بهتر مخاطب نسبت به مطلب ماست. هدف ما ارتباط بهتر با خواننده است. و یا هنگام دیزاین یک پوستر وقتی شما حتی برای اطلاعات ریز، تایپ فیس و اندازه انتخاب کنید، این تایپوگرافی است. تمام تایپوگرافی همین است. ما مقصودی خارج از متن خالص را برای ارتباط با مخاطب به خط اضافه می کنیم.

تایپ اولین ماده در گرافیک برای ارتباط است. اولین شکل گرافیکی است که به سادگی معانی مختلف را بیان می کند. در ویترین مغاره ای اگرکلمه ی حراج را ببینیم که معمولا در اندازه ی بزرگی نوشته می شود، به سادگی با مقصود صاحب مغازه ارتباط برقرار می کنیم. حالا وارد بررسی خصلت دیگری از تایپ می شویم. تایپ دارای دو خصلت اصلی است. اول این که دارای بار معنایی است، و دوم این که دارای شکل است که بار گرافیکی و فرمی خالص دارد. همان طور که گفته شد، نوشته تا عصر حاضر به عنوان وسیله ای ارتباطی نزدیک به مطلق در خدمت معنی بوده است. در سده ی اخیر که گرافیک به معنی امروزی پدید آمد گرافیست ها از حروف هم به عنوان القای معنی و برای اولین بار به عنوان فرم از آن استفاده کردند.

این مرز بسیار باریک و تعیین کننده و هم حساسی است. استفاده کردن از تایپ به عنوان انتقال بهتر یک معنی و ارتباط بهتر با مخاطب، و یا استفاده کردن از فرم گرافیکی تایپ که بیشتر استفاده ی استتیکی و زیبایی شناختی دارد ( البته زیبایی شناسی امری است که مستلزم امری است که مستلزم بررسی است، و با سلیقه ی شخصی که گاهی به جای آن به کار می رود فرق دارد).

تایپوگرافی 4

تایپوگرافی 5

 

وقتی ما ارتباط تایپ را با معنی مجموعه ی کار گرافیکی قطع کنیم، و حروف را به طور مستقل با در نظر گرفتن مطلق شکل حروف به کارببریم، و مستقل از متن ترکیب و تنظیم کنیم، یک کار گرافیکی تجریدی و شخصی انجام شده که نوعی از تایپوگرافی است. نوعی تایپوگرافی که دیگر کاری به معنی نوشته ندارد، کاری به ارتباط با مخاطب ندارد و فقط نو آوری و بازی با فرم مورد نظر است. در این وادی هر کاری با فرم حروف جایز است، و حد و مرزی برای آن وجود ندارد. یک استفاده فرمالیستی از تایپ است، این حیطه ایست که می توان گفت جزئی از محوطه کلی تایپوگرافی است، ولی به هیچ وجه کل آن نیست. یک شعبه ای است از تایپوگرافی نه تمامیت تایپوگرافی.

محوطه ی اصلی و کاربردی تایپ درمطبوعات و انتشارات است.

اگر به مجموعه تولیدات گرافیکی نگاه کنیم، می بینیم که بیشترین مصرف تایپ درمطبوعات و کتاب هاست.

در واقع تعریف پایه ای تایپوگرافی که انتخاب تایپ فیس، اندازه ی حروف، فواصل آنها و فاصله میان سطرهاست، برای بیشترین مصرف تایپ در مطبوعات و کتاب هاست.

در واقع تعریف پایه ای تایپو گرافی که انتخاب تایپ فیس، اندازه ی حروف، فواصل آنها و فاصله میان سطرهاست، برای بیشترین محوطه ی مصرفی تایپ که نشر و مطبوعات است تعریف شده.

یعنی تایپ در هیچ بخشی از گرافیک به اندازه ی مطبوعات و انتشارات کاربرد ندارد. کل دیزاین یک نشریه بر پایه ی دریافت و فرهنگ و حساسیت های مخاطب و مشتری خاصی تعیین می شود.

و این دیزاین بر عهده ی تایپوگرافی است که شخصیت مستقل و قابل تشخیصی به یک نشریه بدهد.

تایپوگرافی است که به دیزاینر امکان می دهد خواننده را برای دریافت اطلاعات راهنمایی و هدایت کند. دیزاینربا بزرگ و کوچک کردن حروف، با نوع حروف، با نوع چیدن ستون ها، نقش بنیادی درجذب و راهنمایی و هدایت خواننده دارد.

تایپ در اصل برای چاپ کتاب اختراع شد، و هنوز هم مصرف اصلی آن درمطبوعات و کتاب ها است.

در جلد کتاب: نوع حروف، اندازه ی آنها و نوع ارائه ی آن، هم می تواند در خدمت معنی کتاب باشد، و هم در خدمت جلب خواننده ی آن. اگر توجهی به کتاب های غربی بکنید، نقش اساسی تایپوگرافی در آنها کاملاً مشهود است. در اغلب جلدها تایپ نقش اصلی را دارد. بسیاری از آنها فقط با تایپ مناسب، جلد را ساخته اند.

در پوسترهای سینمایی: دیزاین تایپ و یا همان تایپوگرافی، سعی در بیان محتوای فیلم ویا همراهی با محتوای فیلم دارد. اگرفیلم جنایی است، تایپوگرافی به گونه ای انجام می شود که با محتوای فیلم در ارتباط باشد. اگرفیلم عاشقانه است، تایپوگرافی پوستر در خدمت القای عاشقانه بودن فیلم است.

البته نه این که تایپوگرافی تجریدی در غرب نیست، هست و به اصطلاح بهترین نوع آن هم هست، ولی جزء بسیار کوچکی از کل تولید گرافیک آنها را تشکیل می دهد، و به عنوان اصل گرافیک مطرح و محسوب نمی شود.

می توانم بگویم تایپوگرافی در ایران دربخش فرم رشد چشمگیری داشته است. به طوری که به نحوی به صورت فرم تعریف شده است. از تولیدات گرافیکی امروزکاملا مشهود است که تایپوگرافی یعنی کار با شکل و فرم تایپ. همان طور که گفته شد این بخشی از تایپوگرافی است. این بخشی است که بعضی از گرافیک دیزاینرهای غربی و ایرانی به عنوان استیل شخصی اختیار کرده اند. که اختیار چنین استیلی بی شک راه هایی را هم باز می کند و در جای خود بسیار هم محترم و قابل ستایش است. ولی در اینجا یک اشکال به وجود می آید. این نگاه فرمالیستی به تایپ، تمامی امکانات تایپ و تایپوگرافی نیست، فقط و فقط یک بخشی از تایپوگرافی است. بخش کوچکی از تایپوگرافی که به مقاصد بیان شخصی طراحان کمک می کند، ولی مطلقاً به شناخت و توسعه و غنی شدن تایپ و تایپوگرافی در ایران کمک نمی کند. و شاید هم باعث انحراف شناخت و کاربرد واقعی تایپوگرافی می شود. تایپوگرافی جزئی از گرافیک دیزاین است که خود در خدمت ارتباط تصویری است. و این بدین معنی است که خانه ی اصلی تایپوگرافی، شهری در کشور گرافیک دیزاین است و جزئی از آن است، نه این که کشوری مستقل باشد. چنانچه با این تعریف موافق باشیم، دیزاین حاکم اصلی کشور گرافیک است، و دیزاین تعریف خود را دارد که این تعریف احکامی نیز صادر می کند. حکم دیزاین این است که همه ی عوامل تشکیل دهنده ی یک کار گرافیک در خدمت معنی مورد نظر و برای مخا طب مورد نظر است. بنا بر این وظیفه ی نخست و بنیادی تایپوگرافی نمی تواند از این حکم خارج باشد.

ولی به وضوح می بینیم که این بخش تایپوگرافی در کشور ما تقریباً ناشناخته و بسیار مهجور است. کمتر کسی کاری به کار آن دارد، و وقتی نام تایپوگرافی می آید، مترادف آن نگاه فرمالیستی در پوستر و روی جلد کتاب است، و همان طور که گفته شد این نگاه یک بخش کوچکی از تایپوگرافی است و نه قاعده ی اصلی آن.

یکی از دلایل اصلی توجه غیر عادی ما به استفاده ی فرمالیستی از تایپ، ناشی از این است که فونت های متنوع کاربردی در گرافیک نداریم.

فونت ماده ی اصلی در تایپوگرافی است. تایپوگرافی بدون فونت مثل ساختن ساختمان آجری است، بدون آجر.

شما مشغول دیزاین یک جلد کتاب با محتوی طنز هستید. به فونت مناسبی برای همنوایی تایپوگرافی خود و محتوای کتاب احتیاج دارید. و متاسفانه در انبان بسیار فقیر فونت ها، تایپ مناسب کار شما موجود نیست. وقتی فونت مناسب و خط مناسب نباشد، ناچار می شوید یا به نوعی دست نوشته پناه ببرید، و یا به اجبار از فونتی نا مناسب استفاده کنید. می خواهید روی جلد کتابتان مدرن باشد و تعداد بسیار محدود فونت ما این امکان را در اختیار شما نمی گذارد. بنا بر این کلمات را می شکنید و چون می خواهید فقط به یک تعادل نوین دست پیدا کنید، بنا بر این کاری به معنی کلمه ندارید، کاری به خوانایی کلمه ندارید و فقط شکل آن را می بینید. تایپ از معنی خود جدا شده و صرفاً جنبه فرمالیستی آن دیده می شود.

تایپوگرافی 6

این شکستن کلمه و جابجایی حروف می تواند در جایی کاملا مناسب باشد، حتی می تواند معنایی را بیان کند. و یا به سادگی می تواند روش و تکنیک یک گرافیست باشد، که به جای خود بسیار محترم است، ولی نمی تواند جایگزین معنی تایپوگرافی در کلی ترین مقصد آن شود. می تواند استثنا باشد، ولی نمی تواند قاعده شود. بنا بر این یکی از بخش های زیر بنایی تایپوگرافی که استفاده از فونت است از اولین و مهم ترین جاهایی است که مستلزم کار و توجه است. غربی ها در زبان خود چندین هزار فونت در اختیار دارند که می توانند برای هر معنایی چند فونت مناسب پیدا کنند، در صورتی که در زبان فارسی با تعداد محدودی فونت که اغلب مشابه اند و بر مبنای کاربرد دیزاین نشده اند رو به رو هستیم. فونت و طراحی فونت در مرتبه ی نخست کاربردی است. امر زیبایی شناسی آن در درجه دوم دیزاین فونت است. ( در اینجا باید ذکر کنم که فونت دیزاین و تایپوگرافی دو امر جدا و متفاوتند.

تایپوگرافی ربطی به فونت دیزاین ندارد. دیزاین فونت به طراحی فونت می پردازد در حالی که تایپوگرافی به استفاده از این فونت). فونت یکی از اصلی ترین کمبودهایی است که در مواد گرافیک و ارتباط تصویری ما وجود دارد. در واقع ما گرافیکی بسیار پویا داریم ولی این گرافیک از یکی از ابتدایی ترین ابزارهای خود محروم است: انواع فونت برای کاربردهای مختلف. تا ما به اصلاح فونت های موجود و ایجاد فونت های مناسب برای مقاصد معین نپردازیم، چرخ گرافیک و تایپوگرافی ما لنگ خواهد زد، و در واقع در بن بست تایپوگرافی می مانیم. این وظیفه ی حرفه ای ماست که با تشکیل گروه های مناسب کاری، به دیزاین فونت بر اساس اصول لازم دست بزنیم. جالب اینجاست که اعراب با چندین برابر جمعیت ما، در همین فقر به سر می برند، و درک و توان پر کردن این کمبود بزرگ را ندارند. من دلیل دیگر مشکل گرافیک و تایپوگرافی را کوتاهی و بی توجهی مدارس هنری و گرافیک خودمان می دانم. مدارس ما می توانند در روشن شدن این معانی و کاربردهای آنها نقش بنیادی داشته باشند، ولی متاسفانه بر یک پایه علمی و اگاهانه قرار ندارند. دانستن این که ما به طور کلی در گرافیک کجا ایستاده ایم، برای هر حرکت ما لازم و مفید است.

آنچه ذکر شد، همه ی مدخل های ابتدایی برای ورود به مبحث مهم تایپوگرافی است که امیدوارم باعث شروع تفکر و تجسس و تحقیق واقع بینانه درباره ی این امر مهم در گرافیک ما بشود و آن را پویاتر و غنی تر کند.

(از کتاب تایپوگرافی نوشته فرشید مثقالی)

شید
شید

2 دیدگاه در “تایپوگرافی چیست؟

سپهر کاشانینوشته شده در  ۶:۴۲ ق.ظ - فروردین ۳۱, ۱۳۹۴

میشه مطالب بیشتری در مورد تایپوگرافی برامون بنویسین؟
من هر چقدر تو سایتهای دیگه میگردم مطلب خوبی پیدا نمیکنم.
ممنون از مطلب خوبتون

شیدنوشته شده در  ۶:۴۶ ق.ظ - فروردین ۳۱, ۱۳۹۴

سلام
آقای کاشانی
شما در آینده مطالبی از این دست در قسمت مقالات خواهید دید.

ارسال دیدگاه غیر فعال است.